نویسنده: دکتر حمیدرضا مافی
این کتاب سفری است از رؤیا تا واقعیت؛ مسیری که در آن انسان میآموزد چگونه از خواستن صرف عبور کند و به ساختن آیندهای معنادار برسد. فصل نخست با نگاهی به جریان زندگی، نقش باورها، هیجانات و مدیریت خود آغاز میشود و نشان میدهد موفقیت نتیجه اتفاق نیست، بلکه حاصل بازسازی ذهن، مهار احساسات و عبور آگاهانه از چالشهاست. در ادامه، خواننده درمییابد که رؤیاها زمانی ارزشمند میشوند که با شناخت تواناییها و پذیرش مسئولیت فردی همراه باشند.
در فصلهای بعد، کتاب از سطح فردی فراتر میرود و به عوامل بیرونی و اجتماعی موفقیت میپردازد؛ از محیط، رقابت و رهبری گرفته تا ساختارها، فرصتها و تهدیدها. سپس با ورود به مباحث سازمانی و کسبوکار، موضوعاتی مانند برندسازی، نوآوری، توسعه، مشتریمداری و تولید ارزش بررسی میشوند تا نشان دهند موفقیت پایدار حاصل پیوند بین بینش فردی و عملکرد حرفهای است. در نهایت، اثر بر قدرت واکنش سریع، بهرهگیری از منابع و خلق ارزش ماندگار تأکید میکند و خواننده را به سوی زندگی هدفمند و اثرگذار هدایت میکند.
بسیاری از موجودات شناخته شده در جهان از نظر سطح هوشمندی با انسان قابل قیاس نیستند اما توان بالقوه آنها در بسیاری موارد هزاران بار بیشتر از توان آدمی است.
هواپیمای غول پیکر آنتونوف ۲۲۵ با وزنی معادل ۶۰۰ تن و ۱۲۵۰۰۰ کیلوگرم توان رانشی قادر است ۱۵۰۰ نفر را با سرعت ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت در آسمانها به پرواز درآورد.
این هواپیما غول پیکر قدرتمند بدون داشتن خلبان با اراده و مصمم و هوشمند و با انگیزه انسانی قادر به حرکت و قدرت نمایی نیست. آدمی قادر است با بهرهمندی از اراده و افکار خود توان و قدرت بسیاری از موجودات عالم را در رسیدن به اهداف عالی خود به کار گیرد.
این انسان ریز جثه قادر است با بهرهمندی از قدرت فضاپیمایی سولار پلاس رکورد سرعت ۲۶۵۰۰۰ کیلومتر بر ساعت فضاپیمای جونو را شکسته و با سرعت ۷۲۴۰۰۰ کیلومتر بر ساعت فضا را درنوردد. بهرهمندی از ابزار و ماشینآلات و سایر امکانات و توانمندیهای جهان هستی قدرت آدمی را برای رسیدن به اهداف خود هزاران برابر افزایش میدهد.
در حالی که همین انسان باشعور و متفکر در صورت ناتوانی در بهکارگیری و مدیریت ابزارها و کنترل موجودات قدرتمند، در باز و بسته کردن یک پیچ ساده هم عاجز خواهد بود.
و اما خالق هستی در وجود انسان ابزار و نیروی فراتر از شعور ولی بسیار قدرتمندی قرار داده که قادر است تمام کائنات را در جهت افکار آدمی به کار گرفته، شبکهای از قدرتهای بزرگ آفرینش را در اختیار و هم راستا با افکار و اهداف انسان قرار دهد، خواه اهداف مثبت باشد خواه منفی.
این وجود بسیار قدرتمند که از خود هیچ گونه ارادهای نداشته و صرفاً فرمانبر و مجری دستورات ناشی از افکار و اهداف ماست، چیزی جز نیروی ناخودآگاه درونی و یا نیروی باور و ایمان نیست. ما میتوانیم با افکار مثبت، برنامهریزی دقیق و فعالیت و یادآوری پیوسته توأم با شور و اشتیاق، از قدرت فوقالعاده نیروی ناخودآگاه خود…
بهره گرفته و تمام کائنات را در رسیدن به اهداف خود همسو کنیم و به این ترتیب رسیدن به هر هدفی ممکن خواهد بود.
هدف از نگارش این کتاب تقویت افکار مثبت و پرورش رویاها و آرزوهای بزرگ در جهت رسیدن به اهداف عالی انسانی است.
در عصر توانمندی دانش و تکنولوژی، انسان به عنوان هوشمندترین و مؤثرترین عامل توسعه ارزشی بسیار یافته است. انسان در آینده دانشامروزی منبع غنی و پایانناپذیری از توانمندیها است. در تاریخ تمدن بشری همواره نگرش و برداشت انسان از خودش و توانمندیها و قابلیتهایش دستخوش تغییرات شگرفی شده است. نگرش انسان به خودش از تصور یک موجود ضعیف و گناهکار به اشرف مخلوقات و در عصر روشنفکری به عنوان مبدأ تحول در دنیا تغییر یافته است.
زندگی در هزاره سوم کاملاً متمرکز بر انسان و آرزوهای اوست. رویکرد تمامی برنامههای توسعه، هدف قرار دادن زندگی انسان در چارچوبهای زیستی و مدنیت به معنای امروزی است. کابوس مرگومیرهای تاریخی ناشی از فقدان بهداشت، جنگها و جدالها و انتقامجوییها جای خود را به نگرش متعالی به انسانها و رفاه عمومی جامعه بشریت داده است. ارزشها هم سوتر شدهاند با اینکه در قاموس سیاست گاه بر طبل تفاوتها زده میشود اما نگرش جامعه جهانی به اختلافهای عقیدتی، نژادی و سطح توسعه، دیگر نگاهی خصمانه نیست. در دنیای انسانهای متعالی در جهان هر کسی به دنبال یادگیری و توسعه روشهایی است که بتواند افراد دیگر را در مواجهه با مشکلات و چالشهای دشوار زندگی در کره خاکی تواناتر و سازگارتر نماید. در دنیای انسانهای متعالی و رهبران خیرخواه و پیامبران بزرگ و آیینهای آسمانی بر ارزشهای انسانی تأکید اکیدی شده است. این به معنای غنای معنوی و مادی آفریدهای به نام انسان است.
به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، با اینکه در این عصر، آزادی انسان مفهومی فراختر یافته و امکانات آدمی برای حرکت به سمت افقهای ناشناخته گسترش یافته است، اما اسارتهایی جدید برای انسان رقم خورده است. اولین بند اسارت انسان در سطح شناخت وی از خودش است و دومین بند نداشتن الهام بخشی برای تحول. این نکته برخی اندیشمندان را به این مهم رهنمون ساخته که همواره جدالی پایانناپذیر میان آزادی و اسارت و بندگی وجود دارد و شاید هیچگاه به انجام مطلوب خود نرسد. با این حال، تلاش همیشگی انسان در جهت گسستن از بندها و یافتن گوهر آزادی است و از آن گریزی نیست و گام اول آن باور به تواناییها و شکوفایی استعدادهاست. باور برای حرکت به سوی ایستادن بر سکوی نخست.
حمیدرضا مافی بالانی
نویسندهی کتاب ایستاده بر سکوی نخست
زمستان 1397